خرید بک لینک

دختری میپرسد مادر! آزادی چیست؟

مادرش میگوید: آزادی بسی گرانبهاست...

دختر: پس ما نمیتوانیم آن را بخریم؟

مادر: ما آن را به دست میآوریم حتی اگر بهایش زندگیمان باشد…

برچسب: نویسنده: روژان کریمیان تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1402 ساعت: 13:46

اخبار میخونم و به اونچه پیش روی جهانه فکر میکنم. اگر اهل خوندن تاریخ باشید، میدونید اوضاع مشابهت زیادی با دهه 30 آلمان و همین طور وقایعی که پیش درآمد جنگهای بالکان بود داره!چپها و اسلامگرایان امروز همونقدر خودمحور هستند که نازیها و راستهای افراطی در اون بازه زمانی. خودمحور، متعصب، بیتوجه به سخنان عاقلان و ناتوان از جستجو و پذیرش واقعیت. در هزاره جدید اونچه جهان رو به سوی فاشیسم و نژادپرستی هدایت میکنه دیگه راستها و نازیها نیستند، چپها و اسلامگرایان هستند (جایگاه ویژه برادر پوتین هم محفوظه) و آگاهان با نگرانی اونچه پش روی جهانه رو نظاره میکنند. به قول دوستی "مگر ترسها بریزد و روشنگران پا پیش بگذارند."راستش توی یک ماه اخیر به خوبی دیدم که مردم این سرزمین در برابر دروغ و مظلوم نمایی آگاه شدن و دیگه به آسانی فریب نمیخورند! خوشحالم از اونچه از این مردم دیدم و شنیدم...ما طی این سالها فولاد آبدیده شدیم وقتی با دوستان ترکیهای حرف میزنم از اونهمه خوش بینی و باورهای اشتباهشون تعجب میکنم اونها درکشون از جهان سیاسی و مذهبی مثل درک ما در چهل و چند سال قبله...ما راه طولانی روشنگری رو خیلی زودتر از جهانیان آغاز کردیم و چنان گامهای بلندی در این چهل و اندی سال برداشتیم که کشورهای اطراف سالها باید دنبال ما بدوند، پرچمدار رنسانس اسلامی ما مردم ایران هستیم و همه اینها رو به لطف حکومت ملاها داریم.

برچسب: نویسنده: روژان کریمیان تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1402 ساعت: 13:46

اوضاع جهان همیشه همینقدر خراب بوده، فقط مردم مثل امروز از هم خبر نداشتن...

برچسب: نویسنده: روژان کریمیان تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1402 ساعت: 13:46

میرزا حسین خان سپهسالار که صدراعظم ناصرالدین شاه بود، برای برقراری اصلاحات و تجدد در ایران کوشید اما دو گروه به مخالفت با او برخاستند.اولین گروه شاهزادگان و حکام ولایات بودند که با اصلاح قوانین، اولاً از امتیازات ویژه آنان کاسته میشد و در ثانی جلو دستدرازی آنها به جان و مال و ناموس رعیت گرفته میشد و دیگر نمیتوانستند مالیاتهای بیحساب و کتاب از کسی بستانند.دومین گروه نیز برخی علما و روحانیون بودند که تجدد و نوگرایی را بیبندوباری و فساد میدانستند!پُرنفوذترین و قدرتمندترین روحانی آن دوره حاج ملاعلی کنی بود که در نامهای شکایتآمیز به ناصرالدین شاه از اقدامات و اصلاحات سپهسالار با عنوان «كلمه قبيحه آزادى» یاد میکند و مینویسد:«كلمه قبيحه آزادی به ظاهر خيلى خوشنماست و خوب، اما در باطن سراپا نقص است و عيوب. اين مسأله برخلاف جميع احكام رسل و اوصياء و جميع سلاطين عظام و حكام والامقام است. این آزادی یعنی هركس هرچه بخواهد بگويد و از طريق تقلب و فساد، نهب اموال نمايد و بگويد آزادى است و شخص اول مملكت همه را آزاد نموده و در معنى به حالت وحوش برگردانيده، معلوم است نفوس بالطبع در طبیعت شیطانی، مایل به هوی و هوس و برآوردن متشبهات خودند. همین مایه بینظمی و زیادی تاخت و تاز شده و هیچکس نمیتواند چاره کند»سپهسالار وقتی این مخالفتها را میبیند، برای آنکه ناصرالدین شاه را متقاعد سازد، به او پیشنهاد سفر فرنگستان میدهد تا شاه با دیدن کشورهای مترقی دنیا، با تجدد در ایران موافقت نمايد.در سفر اول ناصرالدین شاه به اروپا سپهسالار صدراعظم نیز با او همراه میشود. سپهسالار در فرنگستان با یک مهندس راه آهن بلژیکی با نام بارون دونورمان قراردادی امضاء میکند جهت کشیدن خط آهن از رشت تا تهران. اما ب

برچسب: نویسنده: روژان کریمیان تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1402 ساعت: 18:35

با دوستی درباره دوران کرونا صحبت میکردیم؛

گفت: خدا رو شکر ازش رد شدیم

گفتم: البته بیشتر اون از روی ما رد شد

زندگیهامون دیگه هیچ وقت شبیه قبل از دوران کرونا نمیشه...

برچسب: نویسنده: روژان کریمیان تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1402 ساعت: 18:35

رفتم خونه این بچه، خونه نویی، بعد از احوالپرسی میگم چقدر از گزارشی که فردا باید تحویل بدی رو آماده کردی؟

میگه یا خدا! تا دیروز زنگ میزدید برای پیگیری که کار چی شد؟ از فردا میاید دم در خونه که کار چی شد!

.

.

پ.ن: خونههامون ۲ تا خیابون فاصله دارن.

برچسب: نویسنده: روژان کریمیان تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1402 ساعت: 22:35

محمد علی شاه وقتی تلگرافهای مشروطهخواهان، در زمانی که در تدارک حمله به مجلس بود، به دستش رسید، عصبانی شد و این سخنان را بر زبان راند:"رعیت را چه به سرکشی. رعیت را چه به استنطاق صاحبقران. رعیت را چه به فریاد حقطلبی! رعیت غلط میکند ما را نخواهد! رعیت گوسفند و ما شبانیم! سایه ماست که آرامش میدهد، نعمت ارزانی میدارد و دفع بلا میکند! ماییم که آبرو میدهیم، ماییم که مالک ایرانیم!به خدای احد و واحد قسم دستور دادهایم به قزاقها هر که نافرمانی کرد امانش ندهند، هر که فریاد مشروطهخواهی سر داد پوستش را کنده کاه پُر کنند! ما رعیت سربه زیر میخواهیم، ما رعیت بله قربانگو میخواهیم، ما رعیت کر و کور میخواهیم.آخرالزمان استسایه خدا را محکوم میکنند به فساد، به استبداد، به عیاشی؟ شاه شاهان را محکوم میکنند به دروغگویی! مصلحین فریاد قانون میزنند، مشق مردم سالاری میکنند. خدا لعنت کند یوسف خان مستشارالدوله بیشرف را که قانون قانون میکرد.خون جواب آزادی [خواهی] است! رعیت غلط میکند اعتراض کند، غلط میکند دیوان مظالم بخواهد، غلط میکند مشروطه بخواهد، رعیت غلط میکند ما را که زینت کشوریم محکوم کند! ما رعیت سربه زیر میخواهیم. ما رعیت کر و کور میخواهیم. اینجا ممالک محروسه ایران است و ما هم قبله عالمیم و پرچمدار عدالت و پاکی.هر کس نمیخواهد، بسم الله از این مملکت برود."(دو رساله درباره انقلاب مشروطیت ایران از ابوالقاسم خان ناصرالملک و محمد آقا ایروانی/ عبدالحسین زرین کوب)..*یه جورایی حتی میشه گفت ج.ا، وارث خواجه تاجداره!

برچسب: نویسنده: روژان کریمیان تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1402 ساعت: 22:35

هشدار اسپویل: اگر سریال حیثیت رو ندید، ادامه پست اسپویل اتفاقات سریاله.ماجرای اولیه سریال حیثیت اینجوریه که نقش اول مرد سریال داره یه پروسه رو پیگیری میکنه که بفهمه همسرش چرا خودکشی کردهمین جوری که ماجرا پیش میره طی فلش بکهایی که به زندگی گذشته شون زده میشه متوجه میشیم. 20 سال قبل پدر مرد، پول خونه ای که تنها دارییشون بوده رو توی قمار باخته و مالک فعلی خونه به خواهر مرد علاقه منده و اونا رو تحت فشار میذاره تا در ازای بخشیدن خونه بهشون با دختر خانواده ازدواج کنه. در نهایت این اتفاق می افته و دختره رو علیرغم میلش (چند بار در جاهای مختلف دختره میگه من از این مرد بدم میاد و نمیخوام باهاش ازدواج کنم) سر خونه معامله میکنن. پدره که احساس گناه داره، وصیت میکنه خونه بعد از مرگش 3 دانگ 3 دانگ بین پسر و دخترش تقسیم بشه. (به اون شکل بذل و بخشش خاصی هم نمیکنه، قانونن 4 دانگ و 2 دانگ تقسیم میشده. فقط یک دانگ اضافه برای دخترش وصیت میکنه.) بعد از مرگ پدر، خواهره میخواد طلاق بگیره و از زندگی که دوست نداره بیاد بیرون و برگرده خونه پدریش، ولی میفهمه برادرش یه وصیت نامه جعل کرده و میگه همه خونه برای منه، تو هیچ سهمی نداری. (وصیت 3دانگ-3 دانگ تقسیم کردن پدره که هیچی، 2 دانگ سهم الارث قانونی خواهرش، خواهری که سر همین خونه معامله شده رو هم بالا میکشه.) دختره ام دوباره مجبوره برگرده و به زندگی با مردی که دوستش نداره ادامه بده.آخر سریال ما متوجه میشیم، خواهره تمام این سالها کینه سرخونه معامله شدن، کمک نکردن برادره بهش برای این که طلاق بگیره و بالاکشیدن سهم الارثش رو فراموش نکرده، طی پروسه ای که برادرش داره دنبال چرایی خودکشی زنش میگرده، شرایط رو جوری هدایت میکنه که در نهایت برادره مرتکب قتل بشه و ب

برچسب: نویسنده: روژان کریمیان تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1402 ساعت: 22:35

صفحه بندی